برای تحول و تولید علم در هر یک از رشته های علوم انسانی؛ ویژگی های انسان، ظرفیت های خاص او و عوامل تکامل و انحطاطش باید روشن شود. اینها همه می تواند در نوع ، کیفیت و نتایج علوم انسانی اثرگذار هستند. علوم انسانی جدید نه تنها اهداف انسانی را تأمین نمی کند، بلکه موجب بحران های اساسی در وجود انسان و جامعه ی انسانی شده است. بنابراین ضرورت دارد که نگاهی جامع و نظام مند به قرآن بیاندازیم تا بتوانیم فهمی سازوار و کارساز از اسلام ارائه دهیم تا بتوانیم که علوم انسانی را بنیان نهیم که مبانی آن در قرآن و سیره یعنی دو متن اصیل اسلامی یافت می شود. به این منظور ما نیازمند هستیم اولاً نگاهی حکمی و ثانیاً اجتهادی و در کنار آن نظام مند و جامع نگر به قرآن و منابع روایی خود بیاندازیم. این پژوهش، از نوع تحقیقات کیفی است و به لحاظ جهت گیری و هدف، بنیادی- کاربردی توسعه ای است.از نظر روش تحلیل داده ها، توصیفی- تحلیلی، که علاوه بر توصیف آنچه هست، از تحلیل اسناد بهره گرفته شده است. واین مباحث در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته اند: ضرورت اسلامی سازی علوم انسانی، تحول، علوم انسانی، علوم اسلامی، جایگاه علوم انسانی، مبانی علوم انسانی اسلامی، تحول در علوم انسانی، مؤلفه های مؤثر در تحول علوم انسانی، ساحت های تحول در علوم انسانی، فرآیند راهبردی تحول در علوم انسانی، فرآیند اجرایی تحول در علوم انسانی، اثرگذاری معارف وحیانی به علوم انسانی، راهکارهای پیشنهادی در اسلامی کردن علوم موجود.