بحث از لیبرالیسم و معرفی الگوی سیاسی-اجتماعی و اقتصادی این مکتب که امروزه متأسفانه جریان و پارادایم غالب حاکمیتی و دولتی، نهادهای سیاسی کشورها و موسسههای جهانی است یکی از مباحث جدی و بسیار ضروری هست. این مکتب باآنکه نقصهای بنیادین زیادی در مبانی و ساختار خود یدک میکشد و نقدهای جدی بر آنها وارد است و میطلبد تا محققین ارجمند آن نقدها و نقصهای بنیادین را شناسایی و به مردم جهان معرفی نمایند تا بدین ترتیب از ترویج بیشتر این نحله زیانبار برای سبک زندگی بشر جلوگیری گردد و با تبیین نقایص و ناکارآمدی این مکتب در اداره جامعه بشری و نشان دادن پیامدهای مخرب و زیانبار این نحله فکری برای جامعه بشری در حوزههای ارزشهای اخلاقی، انسانی و نابودی بنیان خانواده و دیگر مضرات جدی این مکتب تراوش یافته از ذهن بشری و نیز استفاده از نقاط قوتش جهت ایجاد تمدن نوین اسلامی است. جا دارد تا با شناخت الگو و مدل مطرح این مکتب در باب سیاست، اجتماع و اقتصاد که از محورها و قطبهای مرکزی در این نحله فکری است، در راستای ایجاد زمینههای تمدن نوین اسلامی بهرهبرداری گردد؛ بنابراین تبیین مدل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این مکتب از دغدغههای است که این پژوهش در پی بررسی و ترسیم آن میباشد و هدف از آن نیز نشان دادن مدل و الگوی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این مکتب مبتنی بر مبانی نظری خاص و عام این نحله فکری است تا برای نقادی آن از جانب محققین و پژوهشگران ارجمند زمینهسازی شود. برای رسیدن به این هدف و ترسیم الگو و مدل، از روش تحقیق تحلیلی- توصیفی استفادهشده و به این یافته رسیده است که مکتب و جریان فکری لیبرالیسم دارای الگو و مدل خاص خود است که تئوری قرارداد اجتماعی و مردمسالاری مبتنی بر فردگرایی با تأکید بر دولت حداقلی، الگوی سیاسی- اجتماعی این مکتب برای اداره جامعه هست و سرمایهداری مبتنی بر بازار آزاد و رقابتی، دفاع از مالکیت خصوصی و عدم دخالت دولتها درنهایت تئوری اقتصاد مختلط و برنامه رفاه اجتماعی و دولت رفاهی، الگو و مدل اقتصادی این مکتب میباشد که این مدل، دچار اشکالات زیاد ازجمله شکاف طبقاتی در پایبندی به بازار آزاد و پایانپذیری منابع در صورت برنامه رفاه اجتماعی ازجمله نقایص این مدل و الگو میباشد و نتیجهی مهم که باید به آن توجه داشت این است که این جریان فکری دینگریز به بنبست رسیده و لزوماً دیگر مانند عصر صنعتی جلوبرنده ملتها در بخش سیاست، اجتماع و اقتصاد نیست که تبیین این مطلب به بررسی و تحلیل زیاد نیاز دارد وظیفه نخبگان میباشد تا با شناخت مبانی و نیز مشاهده الگو و مدل سیاسی- اجتماعی و اقتصادی این مکتب، کاستیها و زیانهای این بنای متزلزل را به تصویر بکشد.