مسئله و دغدغه اصلی در پژوهش حاضر بررسی رابطه علم و دین و یافتن پاسخ به این پرسش است که رابطه علم و دین چگونه است؟ آیا علم و دین در یک راستا و همگرا هستند؟ یا در یک راستا نبوده و نسبت بهم دیگر واگرایی و ناسازگاری دارند؟ این پژوهش باهدف پاسخ به مسئله فوق و با استفاده از منابع کتابخانهای و با روش تحلیلی- توصیفی، پیگیری و دنبال شده است. در نهایت به این نتایج دستیافته است که واژگان علم و دین دارای معانی گوناگون است که قلمرو و رابطه علم و دین طبق هرکدام از آن معانی متفاوت هست. بهعنوانمثال اگر مراد از علم؛ دانش و آگاهی بهطور مطلق و عام باشد در این صورت علم و دین از قلمرو مشترک برخوردار و بینشان نهتنها تعارض نیست که حتی سازگاری و توافق کلی وجود دارد و دین به تمام معنی طرفدار دانش و آگاهی بخشی به این معنی میباشد. اما اگر مراد از علم ساینس و تنها دانشهای تجربی باشد در این صورت رابطه دین و علم متفاوت خواهد بود و برابر تحقیق پیشرو: در این حالت، این نوع از علوم اگر صرفاً جنبه توصیفی و ابزاری داشته باشد میتوان گفت که این نوع از علم نه مورد طرد و نه هم مورد تائید صریح دین است؛ اما اگر علوم به معنی ساینس علاوه بر جنبه توصیفی از جنبهای دستوری و ارزشی هم برخوردار باشد در این صورت است که مبانی ارزشی و دینی بر آنها تأثیرگذار است و رابطه تأثیر و تأثر بین علم و دین وجود دارد.